
ساز
January 26, 2010
- Comments (3)
- Permalink
ساز زندگیمو پیش هر ساز سازی می برم کوک نمی شه که نمیشه ، مدام از لابلای سیماش صدای نافرم درمیاد گاهی روز درش دور می زنه و فریاد کشان از هر درزی که می تونه فرار می کنه گاهی در تابستونا هم از سرما میلرزه و مدام بهانه میگیره و دلتنگه ، از نور بدش میادو زیر تخت پنهان میشه . بغض میکنه و ساعات زیادی بدون اشک گریه می کنه بعضی وقتا با صدای بلند آواز نا مفهومیو فریاد می زنه انقدر که صدای همسایه ها رو در آورده و شکایتشون بالا گرفته دیشب بردمش بازار بفروشمش اما هیچ مشتری نداشت حالا آومدم خونه یه جا بالای سرم براش درست کردم دیگه باورم شده این ساز بهانه گیر بد صدا ساز زندگیه منه


- Comments -
سلام
قشنگ بود هم طرح وب سایتون و هم کاراتون.
عزیز دلم ... کارت حرف نداره ... دونه دونه ی تابلوهات رو دوست دارم ... بی اغراق باید بگم محشره ... ممنون که هستی !
سلام استاد عزیز دلم D:
دِ بِست استاد اِوِر
کاراتون علیه